زادن من سفر و عشق تو باشد زادمتو چه حسنی که منت عاشق مادرزادمگردش چشم تو با من چه طلسمی انداختکه در این دایره چرخ کبود افتادمقصر غلمان و سراپرده حورانم بودآدم انداخت در این دخمه غم بنیادمنقطه خال تو در میکده از من بستاندآنچه در مدرسه آموخته بود استادمیک نگاه توام از نقد دو عالم بس بودیک نظر دیدم و تاوان دو عالم دادممن اگر رشته پیمان تو بستم ز ازلپای پیمان تو هم تا به ابد استادمشهریارا چه غمم هست که چون خواجه خویشبنده عشقم و از هر دو جهان آزادم من و هزار توهای ذهنم...
ما را در سایت من و هزار توهای ذهنم دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 19 تاريخ: شنبه 23 تير 1403 ساعت: 18:43